مصاحبه مجله صدای صنعت قزوین با مدیر عامل فیروز

مصاحبه مجله صدای صنعت قزوین با مدیر عامل فیروز

به نام خدا

از صندلی چرخدار تا چرخهای صنعت ایران

با سید محمد موسوی مدیرعامل گروه بهداشتی فیروز

photo_2016-10-09_12-37-10۱- سید محمد موسوی چگونه به صنعت راه یافت ؟

بنده سال ۱۳۶۰ و پس از فرار بنی صدر فرمانده سپاه پاسداران شهر صنعتی البرز شدم و چون محل خدمتم و به تبع آن محل زندگی من در شهر صنعتی البرز مستقر بود بالطبع با صنعت و صنعتگران آشنا شدم و از آنجائیکه همواره از دیدگاهها و دغدغه های اجتماعی و سیاسی برخوردار بوده ام شدیدا به دنبال این بودم که در پرتو توانمندی اقتصادی به اهداف اجتماعی خودم دست یابم که در این رابطه سال ۱۳۷۳ شرکت گروه مدیران البرز را با مشارکت ۷۰ نفر از مدیران شهر صنعتی البرز تاسیس نمودم که در تولید شیشه کنتورهای برق فعالیت می کرد.

سپس در سال ۱۳۷۹ از طریق مزایده شرکت فیروز را از بنیاد مستضعفان خریداری نمودم . این شرکت که درسال ۱۳۵۳ با نام تجاری جانسون اند جانسون ایران تاسیس شده بود تا قبل از واگذاری به بخش خصوصی کاملا دولتی اداره می شد و فعالیت چندانی نداشت و فقط ۵ کالا تولید می کرد و در مجموع حدود ۳۴ نفر پرسنل داشت که با تلاش فراوان و لطف خدا در حال حاضر ۱۱۰ نوع محصول تولید می کند و حدود یکهزار نفر در آن مشغول به کار هستند و در شرایط سخت کنونی که ایجاد اشتغال در کشور ما جهاد در راه خدا تلقی می گردد تیم تخصصی ما در شرکت فیروز با مشاوره مدیران توانمند کانون توانا از سال ۱۳۸۰  با رویکردهای اجتماعی در زمینه کارآفرینی و اشتغالزایی و با توجه به آمارجمعیت جوان ایران و نقش مخرب بیکاری در آسیبهای اجتماعی علی الخصوص اعتیاد ، طلاق ، خودکشی و… ، نیروی انسانی را جایگزین ماشین آلات صنعتی نموده و برخلاف دنیای غرب که با رشد منفی جمعیت مواجه است و بکارگیری کارگران را افزایش هزینه می داند، بدون حمایت خاص از سوی دولت و در اقدامی بی نظیر۵۰۰ فرد دارای معلولیت ( نابینا ، ناشنوا و جسمی حرکتی) را خطوط تولید خود مشغول به کار نموده است.

۲- کمی بیشتر از فیروز برایمان بگویید

ما در شرایط بد اقتصادی  سال ۹۲یک شیفت کاری را به دو شیفت تبدیل کردیم و الان در صدد راه اندازی شیفت سوم هستیم و زمینه توسعه نیز احداث سالن GMP را تقریبا به اتمام رسانده ایم و به لحاظ علمی و پژوهشی هم در سالهای اخیرکارهای خوبی صورت گرفته به نحوی که واحد تحقیق و توسعه ( R&D ) ما با تمام توان فعالیت می نماید و انشاا… هموطنان ما به زودی شاهد تنوع بیش از پیش در محصولات ما خواهند بود.

فیروز با تولید محصولات با کیفیت و رعایت حقوق مشتریان خود یک برند محبوب برای مصرف کنندگان است و پس از سه سال پیاپی که در استان قزوین موفق به کسب عنوان رتبه نخست در کیفیت استاندارد شده ایم خوشبختانه امسال حائز عنوان کشوری در رعایت استاندارد شدیم که من این موفقیت را به تک تک مدیران و کارکنان سازمانم و مصرف کنندگان فیروز تبریک می گویم و اعلام می کنم که تولیدات ما علاوه بر کیفیت بالا از انرژی وصف ناپذیری برخوردار است چرا که بطور مثال صابون ما توسط نابینایان بسته بندی می شود و این عزیزان کار را با عشق انجام می دهند.

البته این را هم باید بگویم که ما هرگز برای فروش بیشتر به دنبال مهر استاندار نبوده ایم و رعایت استاندارد کیفیت مبتنی بر اعتقادات مدیران و کارکنان و صرفاً با هدف رعایت حقوق انسانهاست و نه برای فروش بیشتر!

۳- نظر شما در خصوص جایگاه عنوان تجاری و برند در ایران چیست؟  

ما به عنوان بزرگترین تولید کننده تخصصی محصولات کودک در ایران برند را یک بنیان قوی ، میراث ملی و سرمایه اجتماعی در اقتصاد کشور می دانیم و با رعایت کیفیت مطلوب ، توسعه و تنوع محصولات ، از سوی همه مردم ایران ، همواره از این میراث ملی حفظ و حراست می نماییم با این امید که این نگرش در میان مسوولان و متولیان نیز ساری و جاری گردد.

شخصا اعتقاد دارم برند متعلق به یک نفر نیست بلکه سرمایه ی ملی است . اگر امروز از فیروز می گوییم برای موسوی نیست  فیروز یک برند ملی است . اگر در ایران فیروز و محصولاتش که مخصوص پوست و موی کودک و بزرگسال است وجود خارجی نداشته باشد ، به جای آن چه باید خرید؟ آیا برند مطرح دیگری برای  کودک داریم؟ پس فیروز یک سرمایه ملی است که باید از آن حفظ و حراست کرد . مثل میراث فرهنگی که ارزش ویژه در کشور دارد.

 از آنجایی که محصولات ما خاص کودکان است  مادرها و پدرها و حتی بزرگسالان که زمانی کودک بودند با محصولات ما یک رابطه  عاطفی و نوستالوژیک دارند. برند ما برندی است که جایگاهش در قلب هاست و تنهایک آرم و نشانی نیست که سهم از چشم ها داشته باشد و من هرگز اجازه ندادم که با عدم کیفیت دلهای مردم مکدر شود.

۴- چرا از دستگاه و اتوماسیون برای افزایش تولید و کاهش قیمت تمام شده محصولات استفاده نمی کنید؟  

سرمایه داری از نگاه بنده با سرمایه داری در دنیای غرب و امپریالیسم فاصله بسیاری دارد زیرا ما بر این باوریم که سرمایه متعلق به خداست و سرمایه دار وکیل بر سرمایه است و در همه ابعاد سرمایه دارباید به فکر مردم بوده و سرمایه را در خدمت اهداف اجتماعی به کار گیرد.

اگر صنعت در اروپا امروز به دنبال اتوماسیون خیز برداشته است ، این نگرش در راستای سرمایه داری غربی و کسب سود بیشتر است ، و البته نباید فراموش کرد که جمعیت آنان نیز رشد منفی دارد و هزینه کارگر  سرسام آور است … ولی ما با رشد جمعیت مواجه هستیم . ماانسانی فکر می کنیم و تعصب ملی داریم و مطابق با شرایط اجتماع خودمان کار و تولید می کنیم. بنابراین  شرایط جامعه ما اجازه نمی دهد که دستگاه اتوماسیون بیاوریم و جوانان ما در خیابان بیکار باشند چرا که بیکاری باعث خودکشی و افسردگی روحی و طلاق می شود و اعتقاد دارم کارهایی که می شود یک نیروی انسانی انجام بدهد چرا باید اتوماسیون کنم؟! مگر اینجا اروپاست؟!

لذا ما با فریاد بلند به مسوولین و متولیان صنعت می گوییم : در جامعه ای که انسان ها بیکار هستند و از پی بیکاری هزاران معضل اجتماعی ایجاد میگردد نباید از اتوماسیون استقبال کرد بلکه باید صنعت را هدایت کرد به سمت اینکه شغل ایجاد کند و انسانها در انجام امور بیشتر دخیل شوند.

 وقتی ما مشکلات دیگر انسانهای جامعه خود را می بینیم ، نمی توانیم بی تفاوت باشیم و این همان رمز موفقیت ماست که باعث گردیده هر انسانی در بدو ورود به کارخانه ما دریابد که اینجا صابون ، شامپو ، پودر و کرم تولید نمی شود بلکه ما  اینجا عشق ، امید و زندگی می آفرینیم .

۵-  آیا معلولیت شما موجب محدودیت تان در عرصه اقتصادی و صنعتی نشد؟

من در رابطه با معلولیت خودم همواره می اندیشیدم که چرا من معلول شدم ؟ چرا من از کودکی معلولم ؟

زمانی که کانون معلولین توانا را بنیان نهادم ، دریافتم که معلولیت سرفصلی از عشق بازی با خداست، معلولیت گلی است که خداوند به آدمی هدیه می دهد تا اورا عاشق خودش کند. انسان با افکار ، روح و اعتقادات خودش معنا می شود نه با جسمش، زیرا جسم فنا پذیراست. من امروز معلولیت را هدیه خدا به خودم می دانم . معلولیت توفیق اجباری بود تا توانستم بنشینم و بیاندیشم و سرگرم جذابیت های مادی جامعه نشوم ، همه  اینها را  مرهون این محدودیت تن می دانم که خدا لطف کرد و ترمز شدیدی گرفت در سراشیبی زندگی من ، آن هم در جوانی و مرا وادار کرد که خودم را با ابعادروحی و معنوی خودم دریابم .

ما در کانون معلولین تعریف صحیحی از معلولیت داریم که معلولیت را محدودیت تن میبینیم ، و این محدودیت تن را متاسفانه در جوامع انسانی خیلی ها محرومیت و ناتوانی می پندارند ولی ما صریحا اعلام می کنیم که محدودیت تن عامل سازندگی است و انسان از پی محدودیت تن سازنده شد. پس باید معلولین سازنده تر باشند ، من به عنوان فردی که معلولیت دارم زمانی که در صنعت، اقتصاد و کسب و کار قرار میگیرم ، باید از دیگر صنعتگران ، صنعتگرتر و سازنده تر  باشم .

۶- از کانون معلولین توانا برایمان بگویید.

من در دنیا معلولان را مظلوم یافتم. به این سبب یک نهاد مردمی که وابسته به دولت نباشد را پایه ریزی کردم تا فرصت های برابر برایشان فراهم کنم و باور من این است که باید آنچنان در سنگر اقتصادی توانمند باشم که بتوانم به اهداف اجتماعی خودم دست پیدا کنم.

من با راه اندازی کانون توانا قصد نداشتم مشکلات معلولان را در سطح ایران حل کنم. بلکه در حد توانم خواستم نمونه کاری از توانایی های موجود نشان دهم و مسئولان نیز آن را به عنوان پایلوت ببینند و به این باور برسند که معلولان در فرصت های برابر توانا هستند.

آری ، بنده به عنوان کسی که از کودکی با تلخ و شیرین زندگی معلولان آشنایی کامل دارم و از طرفی رفاه کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا را از نزدیک شاهد بوده ام ، در سال ۱۳۷۴ با یک فلسفه فکری نوین سنگ بنای اولیه کانون را پایه ریزی نمودم و در راستای تغییر نگرش جامعه نسبت به معلولیت و دفاع از حقوق این قشر محجوب و مظلوم قدم برداشتیم و در سخت ترین شرایط و با وجود موانع زیاد حتی از سوی دولتمردان ، وارد عرصه کار شدیم و حضور بین المللی پیدا کردیم .

خدا را شکر می کنم که تلاشهای ما نتیجه بخش بود و در سال ۸۳ پس از تصویب قانون جامع حمایت از حقوق معلولان توسط مجلس شورای اسلامی ، دولت را مصمم نمودیم تا به کنوانسیون حمایت از معلولان ملحق شود . ولیکن این اقدامات اثر وضعی آنچنانی در زندگی معلولان نداشت و مجبور به بازنگری قانون شدیم که خوسبختانه مراحل پایانی آن را سپری می کند.

بنده اعتقاد دارم بخش عمده محرومیتهای معلولان نشات گرفته از عملکرد نادرست حمایتی دولت و روشهای غلط تشکلها و خیریه ها است که باعث شده اند تا از منظر جامعه ، حمایت از معلولان تنها به جمع آوری کمک های بلاعوض خلاصه شود .

با تمام این اوصاف ، ما با عملکرد درخشان خود در کانون توانا و شرکت فیروز و با دمیدن روح امید در زندگی همنوعان معلول خود ، اثبات توانمندی نمودیم، اما قلباً از اینکه ناگزیر ، تن رنجور این انسانها را در کارگری بکار بسته ایم ، خجالت زده ایم لیکن ما بر این باوریم که خداوند محدودیت تن را توفیقی اجباری برای بیشتر اندیشیدن قرارداده است و متولیان جامعه میبایست با تاملی در نیازهای آموزشی و پرورشی کودکان و نوجوانان معلول، زمینه ساز تربیت مدیران ، محققان و پژوهشگران کشور از میان معلولان باشند.

۷ –  شما به عنوان نماد معلولان خاورمیانه چه ارتباطاتی با سازمان های مردم نهاد جهانی برقرار نموده اید و مهمترین دستاورد این کار چه بود؟

ما برای اولین بار در جهان یک تعریف نوین از معلولیت ارائه نمودیم که بر اساس این تعریف: ” معلولیت محدودیت جسم است و تاریخ نشان می دهد که انسان از پی کاهش محدودیتهای خود ، سازنده بوده است . پس به واقع همه انسانها محدودند و در نتیجه افراد دارای معلولیت به علت محدودیت بیشتر باید سازنده تر باشند و نه محروم تر …”

و امروز پس از ۲۲ سال تلاش مداوم و با تکیه بر توانمندیهای خود در راستای تغییر نگرش جامعه نسبت به معلولیت و دفاع کارشناسانه و قانونمند از حقوق این افراد ، کارنامه درخشانی را به نمایش گذاشته و با کسب مقام مشورتی ( اکوسوک) از سازمان ملل متحد و عضویت در دپارتمان اطلاعات همگانی این سازمان ( DPI ) در عرصه بین المللی و اجرای کنوانسیون حمایت از حقوق معلولان نیز گامهای موثری بردارد.

همچنین در سال ۲۰۱۵ بنده از طریق یونسکو نماینده ایران در نشست بین المللی دهلی بودم و چند سالی هست که در راستای ایجاد شبکه ملی سازمانهای مردم نهاد معلولان ایران ، دبیر مجمع هم اندیشی معلولان کشور هستم.

۸-  شما همیشه از برخورد مسئولان با معلولان گله مند بودید و معتقد هستید که کارآفرینی و اشتغال معلولان بالاتر از دلسوزی و یا پرداخت تسهیلات است. آیا در این برهه از زمان که صنعت و کار مسکوت و راکد مانده آیا همچنان بر این امر اعتقاد دارید؟

تا چندی قبل معلولین در جامعه ما و حتی جوامع توسعه یافته جایگاهی نداشته اند و اگر می بینیم که به معلولین پرداخته شده همه اینها مربوط میشود به دو تا سه دهه قبل زیرا معلولین از جسم ضعیفتری برخوردار هستند و به لحاظ فیزیکی در مقابل کارها آنقدر موفق نبوده اند و یک نگرش عمومی غلط ، همواره این انسانها را قابل ترحم می پنداشته است .

زمانی که نگرش غلط است فقط مردم را در برنمی گیرد بلکه مسولین نیز از این نوع نگرش متاثر هستند زیرا آنها نیز  برخواسته از همین جامعه هستند . معلولیت یک عارضه ی اجتماعی است و چیز تعریف شده برای یک تشکل خاص در جامعه نیست بلکه معلولیت در کمین همه انسانها است و هر آن ممکن است در اثر حادثه و یا تصادفی معلولیت به سراغ فرد بیاید . پس ما باید بدانیم که نگاه ما چیست ؟

ما در جامعه مشاغل را به دو دسته تقسیم می کنیم : مشاغل فکری و مشاغلی یدی

باید مسولین در جامعه با ایجاد و یا وضع نمودن قوانینی در محافل قانونگذاری ، قوانینی را تدوین نمایند که فرصت های برابر ایجاد نماید و معلولین هم بتوانند در این فرصتهای برابر از حقوق شهروندی برخوردارگردند. اگر از حقوق خود برخوردارگردند استعدادهای درونی آنها شکوفا میگردد و آنها میتوانند مشاغل فکری را در دست بگیرند و  از افق فکر و اندیشه در جامعه بدرخشند.

۹- به نظر شما کارآفرین کیست و چه ویژگیهایی دارد ؟

انسان ها می توانند مانند خالق خود بیافرینند و این خصلت خداوندی است که در من انسان گذاشته شده و این یکی از جلوه های وجودی خلیفه الهی یعنی انسان است . بنابراین اگر کسی دلسوزانه به جامعه خود نگاه کند و دگر اندیش باشد حتماً کارآفرین خواهد بود.

در این شرایط بد اقتصادی باید گفت،وقتی یک تولید کننده به فعالیت خود ادامه می دهد در واقع هنرمندی است که توانسته سرپا بماند. در این شرایط خاص که اقتصاد مقاومتی مطرح است  و باید ما استقامت کنیم و در شرایط بحرانی تولید کنیم . من گرچه شاید سود اندکی ببرم که هیچ توجیه اقتصادی در مقابل سرمایه ندارد اما هر لحظه که فکر می کنم اگر خدای نکرده کارخانه تعطیل شود،از فکر اینکه کارگرهای کارخانه علی الخصوص معلولان که اغلب مستاجر هستند و یا قسط دارند، چه خواهند کرد، تنم می لرزد.

۱۰-  فیروز چه افقی را برای خود ترسیم کرده است؟ پیام اصلی شرکت فیروز به جهانیان چیست؟

امروز دنیا مخصوصاً در زمینه لوازم آرایشی و بهداشتی در حال تحول است و ما باید همواره در قسمت تحقیقات و توسعه دانش خود را به روز کنیم، وگرنه  بازار را خارجی ها خواهند گرفت. بنابراین دانش روز حرف اول و آخر را می زند و شرکت فیروز خوشبختانه در این زمینه بسیار جلوست و واحد تحقیقات و توسعه از جایگاه بسیار خاصی در این شرکت برخوردار است .

اما نباید فراموش کرد که شرکت فیروز و فعالیت های اقتصادی ما همه این ها به عنوان ابزار بسیار خوب و مناسبی است برای دستیابی به اهداف اجتماعی ما ، زیرا ما به روش سرمایه داری الهی و فعالیت در سنگر اقتصادی به دنبال رویکردهای اجتماعی واهداف و آرمان های اجتماعی خودمان هستیم و هرکس که به فیروز می پیوند حتی با خرید یک شامپو ، باید بداند ضمن اینکه کالای مناسب، باکیفیت و پرانرژیی بدست آورده ، سهمی پیدا کرده در اهداف اجتماعی ما و خود او هم یک کار آفرین شده است. ضمن اینکه سود فیروز تبدیل به توسعه و گسترش می شود و ایجاد سرمایه ملی می کند ، در زمینه دست یابی به اهداف اجتماعی ، کارآفرینی و ایجاد شغل و اشاعه روش سرمایه داری الهی سهم دارند .

پس می توان گفت : مشتریان وفادار ما باید بدانند که خود یک کار آفرین هستند و در رشد فیروز موثر خواهند بود.

آری ،افقی که ما رقم میزنیم این است که فیروز بتواند سرمایه داری الهی را در حین توسعه بیشتر ، جلوه گر نماید و در سایه این نگاه عرفانی به زودی ما به محصولات بهداشتی خانواده ها نیز خواهیم پرداخت و با افتتاح سالن GMP  که سالن استاندارد تعریف شده در سطح بین الملل علی الخصوص اروپا می باشد ،انشالله شاهد ظهور یک نام تجاری در فیلد داروسازی با عنوان “فارما فیروز” خواهیم بود که داروهای طبقه متوسط و محروم جامعه را با قیمت مناسب ، تولید و عرضه خواهد کرد.

۱۱-  شما بعنوان کارآفرین ملی، اگر بجای وزیر صنعت بودید چه راهکارهایی برای برون رفت از چالش های پیش روی صنایع صورت می دادید؟

اولا: ما در صنعت و تولید ملی که ارتباط مستقیم با معضل بیکاری جوانان دارد ، امنیت سرمایه گذاری می خواهیم و حضرتعالی خوب میدانید که امنیت سرمایه گذاری اینگونه معنا نمی شود که در جامعه بمبی منفجر نمی شود و یا اختشاشی در جامعه وجود ندارد زیرا به این می گویند امنیت محیطی ، امنیت اجتماعی و یا امنیت سیاسی.

بحث امنیت سرمایه گذاری این است که سرمایه گذار شرایطی را احساس کند که در آن برگشت سرمایه و سود دهی مناسب وجود داشته باشد و این امر میسر نمی شود مگر اینکه ما دارای یک قوانین حمایتی باشیم و در بانکها فرصت مناسب برای تسهیلات وجود داشته باشد و از نگاه قوه قضایه اگر ما دچار اجحاف و کلاه برداری شدیم با یک نگاه ویژه و دادگاه های ویژه دال بر حمایت و تسریع در کار وجود داشته باشد. بنابراین امنیت سرمایه گذاری خلاصه اش ،برگشت سرمایه است اگر شرایط محیا باشد.

به طور مثال : سازمان تامین اجتماعی ، بیمه نمی تواند برای خود در هر زمان یک قانونی و یک تحلیل  و تفسیری را ارایه دهد و بی آنکه توجه به کار تولید داشته باشد و صرفا به درآمد خود بیاندیشد و دستیابی به مطالباتش به قیمت خوابیدن کارخانه ها تمام شود.

ثانیا : کار آفرینان در کشورهای توسعه یافته مورد حمایت و توجه دولتها هستند و ما می دانیم که گره کور اقتصاد و درآمد سرانه ملی و رونق اقتصادی و صادرات وصل به کارآفرینان است ،کارآفرینان را در درجه اول دسته بندی کنند و متناسب با جایگاه و اهمیتی که دارند آنان را مورد حمایت قرار دهند. حمایت با تسهیلات در رتبه بندی ، حمایت در قانون ویژه و حمایت از بعد امنیت سرمایه گذاری.

سرمایه گذار می بایست مورد توجه قرار گیرد و کار آفرینان دسته بندی شوند و همه را با کلمه کار آفرین یکسان نبینیم.

ثالثا : روزی که در این کشور قیمت ارز سه برابر شد و سخن از هدفمندی یارانه ها به میان آمد و قیمت حاملهای انرژی بالا رفت بحث از این شد که یارانه اختصاص دهند . این یارانه دو بخش داشت : پرداخت یارانه به مردم و پرداخت یارانه به کارآفرینان و بخش مولد یعنی بخش تولید که متاسفانه در عمل این را ما نمی بینیم .

رابعا: صنایعی که در حال حاضر درکشور و علی الخصوص در استان قزوین با رکود مواجه هستند و یا متاسفانه کارگاه هایی که تعطیل شده اند باید یک کمیته خاص تخصصی این ها را مورد بررسی قرار دهند ، بعضی از این ها فقط این نیست که به آنها سرمایه در گردش دهیم بلکه سرمایه ها و وام های سرمایه گذاری و بلند مدت به اینها باید تخصیص داده شود. گرفتاری فقط سرمایه در گردش نیست چرا که این ها اصلا دستگاه هایشان از نسل قدیم میباشد و در بازار امروز که بحث اساسی صادرات و حضور در بازارهای بین المللی مطرح است باید این ها از دستگاه های جدید استفاده کنند و این ها باید سرمایه گذاری جدید انجام دهند و ما در این رابطه کمیته های خاصی را در استان ها تقاضا مندیم که علت رکورد را بررسی نمایند که رکورد اینا تنها به این نیست که مبلغی به عنوان سرمایه در گردش داده شود بلکه باید چاره جویی و علت یابی صورت گیرد زیرا همه ی این شرکتها مشکل مشابه و یکسان ندارند.

۱۲-  سید محمد موسوی بعنوان افتخار کشور چه آرمانهای بزرگی در سر خود در ارتباط با جامعه معلولین و صنعت می پروراند؟

ارزش آفرینی های ما در ارتباط با سرمایه داری در حقیقت سرمایه داری الهی را عینیت بخشیده و این یک ارزش است و از اینکه برای اثبات توانمندی عزیزانی که از ناحیه تن محدود هستند و یا به اصطلاح معلولند آنان را در سنگر صنعت و تولید درخشان کردیم و آنها خوش درخشیدند ، این نیز یک ارزش است … و از اینکه ما دارای رویکردهای اجتماعی درخصوص برند و مشتری مداری با نگاه انسان دوستی و اینکه استاندارد را رعایت میکنیم با نگاه حق الناس و حقوق مردم و ما اعتماد مردم را حفظ می کنیم و هرگز از دیوار اعتماد مردم بالا نمیرویم اینها ارزشهایی است و یا تعریف صحیح که از معلولیت در کانون معلولین ارائه میکنیم و از اینکه کمک بلاعوض نمیگیریم تمام اینها ارزشهای بزرگ اجتماعی و انسانی از دیدگاه ما در عمل متجلی میگردد ، اینها همه ارزش آفرینی است … و من این ها را در سر میپرورانم و این ها را توسعه خواهیم داد . دست یابی به ارزشها پیدا خواهیم کرد و اینها را در جامعه می شناسانیم . صنعتگران و متولیان صنعت و صاحبان کسب و کار را دعوت به همچنین ارزش هایی میکنیم و تنها چاره و نجات جامعه ما و رفع مشکلات و چالش های جامعه انسانی ما و انسانهای ما در گروی همین ارزشهاست که در جامعه باید اشاعه دهیم تا  دیگران نیز اینها را در کسب و کار خود و چگونگی سبک زندگی خود اعمال نمایند.

اما از اینکه بنده را به عنوان افتخار ملی و یا کشوری تلقی می کنید بسیار متشکرم. ولی فراموش نکنیم که یک فرد هرگز نمی تواند به موفقیت های اقصادی و صنعتی دست یابد ، بلکه این توفیق سازمانی است که او دارد و سازمانش موفق است . سازمان من سازمانی موفق است و بیشتر موفقیتمان را ما مدیون تک تک نیروهای تیم خودمان در کانون توانا و فیروز می دانیم که مدیریت منابع انسانی آنچنان آنها را بهم پیوند داده که یک گروه آرمانی متشکل از نیروهای آرمانی هستند ،  یعنی ریشه مدیریت منابع انسانی ما آرمانی نگریستن است. و چه در حرکتهای اجتماعی و چه در حرکتهای صنعتی و سرمایه داری . رویکردهای اجتماعی و نگاهمان نگاه الهی و همچنین سرمایه داری ما سرمایه داری الهی است و این عامل باعث موفقیت ما گردیده است و اگر بنده به عنوان نماینده سازمان در همایش ها شرکت میکنم و نشان های مدیریت منابع انسانی و یا کارآفرینی دریافت می کنم ، در واقع این سازمان من است که این افتخارات را کسب می کند و من از داشتن این تیم قوی ، متعصب و آرمانی در کانون معلولین توانا و شرکت گروه بهداشتی فیروز به خود می بالم …

۱۳- به نظر شما شعار سال مقام معظم رهبری پیرامون ” اقتصاد مقاومتی – اقدام و عمل ” چگونه می تواند تحقق یابد؟

در این خصوص باید گفت که ما ۲۰ سال است که اقدام و عمل می کنیم و ۲۰ سال است که سال برای ما سال اقدام و عمل است. اما قصه مقاومتی : من متاسفم که اقتصاد مقاومتی به گونه ای بد معرفی گردیده است و یا به تعبیری مسولین و دولت اقدام و عمل را بد برداشت کرده اند و همواره یک مانع بزرگ را مطرح می کنند که مسئله ی آمریکا است .

واقعا ما در مقابل کدام مانع باید مقاومت کنیم ؟

چرا خیلی از نارسایی و چالشها و کاستی ها را به گردن تحریمها می اندازیم ؟

ما وقتی می بینیم داخل کشور خودمان قوانین و مزیت های خاصی برای جذب سرمایه گذاری نیست ! زمانی که ما می بینیم قصه بانکها روان نیست و یا اینکه بانکها قوانین شفافی را پیش روی تولید کنندگان نگذاشته اند و قاعده هایی را تنظیم کرده اند که جلوی دزدها را بگیرد و ما را نیز با همان دید نگاه می کنند ، زمانی که سازمان تامین اجتماعی به جای حمایت از کار آفرین ، با ما رفتار دیگری می کند و یا اداره اقتصاد و دارایی خود نیز یک مانع است و عدم وجود قوانین حمایتی از سوی هیئت دولت و نداشتن یک نگاه خاص به کار آفرینان خود یک مانع است ، پس نباید اینگونه برداشت شود که ما فقط در مقابل آمریکا مقاومت کنیم. بلکه ۲۰ درصد برای این موضوع  و تحریم ها مقاومت نیاز می باشد و ۸۰ درصد برای مشکلات داخلی همانند قاچاق کالا …

حالا خود قضاوت کنید که آیا باید مقاومت کنیم در مقابل خودی ها ؟

پس قبول کنید که ۸۰ درصد موانع در داخل خودمان است . و این اقتصاد مقاومتی را آنها برای ما رقم زده اند . پس ما نباید این سال اقتصاد مقاومتی را اشتباه بگیریم و مقاومت ما فقط در مقابل بیگانگان است .

اگر ما اراده کنیم تا با کار چاق کنها و رشوه گیر ها برخورد کنیم ، آیا تحریم و یا امریکا می گوید چرا با این مسئله برخورد می کنیم ؟ اگر دولتمردان بخواهند قوانینی را در بانکها تعیین کنند که کار آفرینان در بستر اقتصادی بهتر کار کنند ، آیا تحریم ها مانع این اقدام خواهند بود؟ آیا این تحریم است که نمی گذارد یارانه ها سروسامان بگیرد و درست مصرف شود ؟

۱۴- مشکلات اقتصادی کشور را ناشی از چه عواملی می دانید ؟

اصولا فشارهای اقتصادی و فقر عمومی و مشکلات رفاهی برای مردم مستقیما اثر منفی در فرهنگ ، مناسبات و روابط اجتماعی مردم خواهد داشت. بنده معتقدم برای برون رفت از موضوع فقر عمومی و مشکلات اقتصادی و یا مسئله تورم باید به مسئله ی جذب سرمایه گذار داخلی و خارجی و حضور کارآفرینان توجه ویژه داشته باشیم.

در دنیای اقتصاد ، سرمایه گذاران عموما به دنبال منافع مادی خود می باشند . حال نگاه کنیم به کشورهای توسعه یافته که برای جذب سرمایه گذاران خارجی چه اقداماتی را انجام می دهند ؟ چه مزیت هایی را ایجاد می کنند…

سرمایه گذار خیلی هوشمند است و اگر این مزیتها و امنیت را لمس ننماید هرگز توان و بضاعت خود را به کار نخواهد بست . وقتی بحث از امنیت می شود ما امنیت را سیاسی و نظامی تعریف می کنیم در صورتی که امنیت اقتصادی یعنی شرایطی که سرمایه گذار به راحتی بتواند در آن کار کند و برای سرمایه گذار بستری در ارتباط با بعضی از زیر ساختها از قبیل برق ، گاز، سوخت ، زمین  و خیلی چیزها می باشد که باید احساس امنیت کند و کالای خود را به راحتی وارد بازار سرمایه کند و اطمینان یابد وقتی که یک کشتی چینی در بندر پهلو می گیرد همان کالای ساخته شده من را به قیمت خیلی ارزان از مبادی قانونی وارد ایران نمی کند…

 در شرایطی که درحال حاضر کشور ما در آن قرار دارد ، سرمایه گذار و تولید کننده یا باید به باورهای قلبی همچون “برکت الهی” اعتقاد داشته باشد و یا باید برای سود بردن از کیفیت خود بکاهد و یا کم فروشی کند .

باید بپذیریم قرار نیست همه سرمایه داران خداوند را صاحب اصلی سرمایه بدانند و رویکرد سرمایه داری الهی داشته باشند و به تبع آن به برکت الهی معتقد باشند. بلکه سرمایه گذاران دنیا سود خود را می خواهند و امنیت اقتصادی چیزی دیگریست که امروزه در جامعه متاسفانه مسولین امنیت اقتصادی را با امنیت نظامی و امنیت سیاسی اشتباه میگیرند . ما امنیت اقتصادی میخواهیم ما در بانکها امنیت احساس نمی کنیم زیرا بانکها با تعرفه هایی که دارند و سودی که طلب می کنند ، رسما تولید کنندگان را چپاول می کنند .

۱۵-  سخن پایانی؟

ما به خوبی می دانیم که مشکلات جامعه با اینگونه ارزش آفرینی ها و ایجاد این تعداد شغل ، مرتفع نخواهد شد. ما امروز فقط نمونه ای را ارائه نمودیم تا در سنگر اقتصاد ارزشی را معرفی نمائیم و امیدواریم اینگونه ارزشها از سوی صاحبان صنعت مورد شناسایی قرار گرفته و دولتمردان نیز در توسعه آن بیش از پیش بکوشند.به امید آن روز …

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *