خبر مرگ را به کودکان چگونه بگوییم؟

نوشته شده توسط کارشناس روانشناسی در . موضوع : كودك و تربيت ديني  تاریخ :  

شنیدن و رساندن خبر مرگ، سخت است و سخت‌تر این است که این خبر مربوط به یکی از اعضای خانواده‌مان باشد. خبری که از آن هیچ گریزی نیست اما در این میان نوع گفتار خبر و نوع برخورد با آن بسیار مهم است. این موضوع هنگامی اهمیت بیشتری می‌یابد که ناگزیر باشیم برای کودکانمان از مرگ افراد سخن بگوییم. بنابراین باید مهارت این کار را فرا بگیریم تا در صورت لزوم واکنش‌های خود را مدیریت کنیم. 
سوگ، حالت اندوه و ناراحتی شدید درونی در واکنش به از دست دادن شخص، چیز یا عقیده و فکر خاصی است. سوگ پاسخ هیجانی ما نسبت به از دست دادن چیزی است. هر کودکی به روش خاص خود و به شیوه‌های واحد با پدیده سوگ روبه‌رو می‌شود، بنابراین نباید از کودکان انتظار داشته‌ باشیم به یک شیوه و یا مانند ما سوگواری کنند. باید بپذیریم که هر کودکی خاص و منحصر به فرد است و به روشی واحد به سوگ می‌نشیند. در مدیریت فرآیند سوگ با چهار تکلیف کلی روبه‌رو هستیم که در هر گروه سنی و هر نوع سوگی مطرح می‌شود که عبارت است از درک و فهم مرگ، سوگواری، یادبود، ادامه‌دادن و پیش‌رفتن. 

درک و فهم مرگ 

درک کودکان از مرگ متناسب با رشد و مرحله تکاملی آنها تغییر می‌کند. آنان در مراحل گوناگون زندگی، مرگ را به گونه خاص درک و تعبیر می‌کنند و این ادراک متفاوت روی چگونگی سوگواری آنها نیز تاثیر می‌گذارد. 
بدیهی است که بستگی به مرحله رشد و درک کودک و توضیحات بزرگسالان درباره مرگ باید قابل فهم باشد. 

سوگواری 

هنگامی که با مرگ عزیزی روبه‌رو می‌شویم، چهار مرحله را سپری خواهیم کرد. نخست شوک و انکار، سپس جستجو و چانه‌زدن، بعد از آن، نومیدی و دست آخر بهبود و سازمان‌یابی دوباره. گرچه ممکن است مدت و زمان عبور از این مراحل در افراد گوناگون با هم متفاوت باشد، مهم است بدانیم که سوگ فرآیندی است که به تدریج که شخص در آن پیش می‌رود، احساس و افکارش تغییر می‌کند و تعدیل می‌یابد، به‌ویژه درباره کودکان ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که بتوانیم مرگ را به سرعت شرح دهیم و کودک هم نمی‌تواند به سرعت و بلافاصله آن را حل کند. گاه حتی تا نوجوانی طول می‌کشد تا کودک دریابد که چه اتفاقی روی داده و مرگ چیست. 

یادبود 

سومین تکلیف روان‌شناختی در هنگام سوگ، یادبود است. بچه‌ها نیاز دارند راه‌هایی را برای به خاطر سپردن شخص یا حیوان مرده و شیء از دست رفته و گم شده پیدا کنند. به‌طور مثال ممکن است دانش‌آموزان یک کلاس به یاد معلم و یا همکلاسی خود، گلی را در حیاط مدرسه بکارند، کتابی را به کتابخانه تقدیم کنند یا یک دفترچه خاطرات تهیه کنند تا هرکس خاطره و یادداشتی در آن بنویسد. 

ادامه‌دادن و پیش‌رفتن 

بچه‌ها دوباره توانایی پیدا می‌کنند تا دوست داشتن و لذت بردن از زندگی را تجربه کنند و این به معنای فراموش کردن شخص یا شیء از دست رفته نیست. آنها در حالی که خاطرات شخص مرده را یادآوری و بازگو می‌کنند، احساس اندوه شدیدشان کاهش یافته است. در عین حال که زندگی معمول خود را ادامه می‌دهند، زمان‌هایی را به یادآوری و تجدید خاطرات او اختصاص می‌دهند. 

رویارویی با کودک سوگوار 

در پاسخ به پرسش‌های کودک درباره چگونگی اتفاق و ماهیت مرگ نباید داستان‌پردازی کنیم و یا اطلاعات مبهم و پیچیده به کودک بدهیم. باید به شکلی ساده و همراه با صداقت به پرسش‌های وی پاسخ دهیم. در توضیح و تفسیر مرگ باید مرحله شناختی کودک را مدنظر بگیریم. می‌توانیم به سادگی در تعریف مرگ بگوییم: او فوت کرده، مادربزرگ مرد یعنی بدنش دیگر کار نمی‌کند، یعنی نمی‌تواند غذا بخورد، راه برود، فکر و احساس کند. خیلی ناراحت‌کننده است. ما او را خیلی دوست داشتیم. ما می‌توانیم مراسمی بگیریم و در این مراسم از او خداحافظی کنیم. 

گفتن واقعیت‌ها و اجتناب از دروغ نیز مهم است؛ به‌طور مثال در صورتی که یکی از اعضای خانواده زیر ماشین رفته و مرده است، به جای اینکه بگوییم: نمی‌دانم، من خبر ندارم چی شده؟ شاید همین اطراف باشد. شاید برگردد و یا به یک خواب عمیق فرو رفته است. بهتر است واقعیت را توضیح دهیم که وی چگونه مرده، کجا آسیب دیده و ما پس از آن چه کردیم برای زنده‌ماندنش تلاش کردیم ولی تلاش ما نتیجه‌ای ندارد. 

اجازه بدهیم بچه‌ها بدانند فرد درگذشته دیگر به زندگی باز نخواهد گشت اما در خاطره ما خواهد ماند و ما او را فراموش نخواهیم کرد. 

اجازه دهید بچه‌ها آزادانه و راحت حرف بزنند، صحبت کنند و پرسش‌های خود را مطرح کنند، از پرسش‌های آنها نترسید و در صورتی که پاسخ پرسشی را نمی‌دانید، بهسادگی بگویید: نمی‌دانم ولی می‌توانیم از فرد دیگری بپرسیم. 

اجازه دهید بچه‌ها احساسات خود را بیرون بریزند. احساسات متفاوت آنها اعم از خشم، انزجار، گناه و اندوه، شما را نترساند. بگذارید بچه‌ها بگویند: من ناراحتم، غمگینم، احساس تنهایی می‌کنم، می‌ترسم که پدرم را نیز از دست بدهم. 

اجازه منحصر به فرد بودن را به کودکان بدهید. بپذیرید که هر کودکی به روش خاص و واحد سوگواری می‌کند. 

اجازه دهید بچه‌ها به نحوی که دوست دارند در مراسم شرکت کنند. نظر و مشارکت آنها را بخواهید: عکس بابا را اینجا بگذاریم، عصا و کلاه پدربزرگ را نگه داریم و… 

احساسات خود را نشان دهید و از آشکارکردن اندوه‌تان نترسید. 

اجازه دهید در صورتی که کودکان تمایل دارند، در مراسم سوگواری شرکت کنند و راجع به مراسم نظر دهند. 

از مناسک و آداب و رسوم برای حل سوگ استفاده کنیم مانند کشیدن نقاشی، نوشتن خاطرات، نگه داشتن اشیا و یادگاری از شخص مرده و جمع‌آوری عکس‌های او. می‌توانید اجازه دهید که بچه‌ها جسد یا جنازه شخص متوفی را ببینند؛ البته در صورتی که آسیب و تغییر فیزیکی زیادی در آن رخ نداده باشد و خود کودک نیز مایل به این کار باشد. 

منبع:http://www.salamat.com 

Trackback from your site.

پاسخ به نظر